سالروز جهانی بزرگداشت مقام کارگر دیروز در حالی برگزار شد که جامعه کارگری ایران در یکی از سخت ترین دوران حیات صنفی خود قرار گرفته است. انباشت چالشهای اقتصادی و بروز دو جنگ ویرانگر در سال گذشته، وضعیت تولید ملی را اینک به مرحلهای رسانده که قادر به حمایت لازم از سرمایه انسانی خود نیست و خطر بیکاری و تعدیل گسترده کارگران بر معیشت ۶۰ درصد از جمعیت کشور سایه انداخته است.
تن رنجور بنگاههای تولیدی ایران که قبلاً از تازیانه تحریمهای بینالمللی، رکودِ تورمی بازار و ناترازی حاملهای انرژی کبود شده بود، طی یک سال گذشته با اشک و غرور در مقابل پیامدهای ناشی از دو جنگ تحمیلی نابرابر مقاومت کرده است، ولی اکنون به ناچار از تحمل هزینه اشتغال نیروی انسانی خود شانه خالی می کند و ارزشمندترین دارایی خود را از دست می دهد.
در چنین شرایطی ۱۴ میلیون کارگر ایرانی که با وجود ترفیعات اخیر، میانگین دستمزد آنها کمتر از ۵۰ درصد حداقل هزینه ماهانه سبد معیشتی خانوارشان شده، با فقر و تنگدستی دست و پنجه نرم میکنند.
دوره قراردادهای شغلی در فضای کسب و کار ایران که قبلا مطابق با قوانین آتیه اجتماعی ۳۰ ساله بود، اکنون به دلیل مشکلات واحدهای کارگری حتی از یک ساله و شش ماهه هم کمتر و در بسیاری از بنگاههای اقتصادی به حداکثر ۳ ماه محدود شده است. چنین چشم انداز متزلزل و نامطمئنی، حتی در کارگران دارای قرارداد شغلی که فقط ۵۰ درصد نیروی کار شاغل ایران را شامل می شوند، موجب یأس و نااُمیدی آنها شده است.
از سوی دیگر بالغ بر ۷۰ درصد کارگران ایران فاقد مسکن ملکی هستند و ناچارند حداقل ۸۵ درصد از درآمد ماهانه خود را صرف تأمین سرپناه استیجاری خانوار کنند. تورم اجاره مسکن همپای سایر شاخصهای هزینهای در اقتصاد ایران به سرعت رو به فزونی است ولی بسیاری از کارفرمایان حتی توان پرداخت ماهانه حق مسکن ۳میلیونتومانی کارگران را که شاید یک دهم هزینه واقعی آن در سبد معیشت آنها باشد، ندارند.
هزینه بهداشت، درمان و تحصیل خانواده کارگری نیز ظرف یکسال گذشته به گواه آمار رسمی بین ۹۰ تا ۱۳۶ درصد افزایش یافته و آنها را از حق سلامت و توسعه اجتماعی محروم ساخته است. قطعاً در این معیشت ناسوت و بی ثبات، سهمی برای هزینه تفریح اعضای خانواده وجود ندارد و به همین دلیل مشکلات روحی و روانی در بین کارگران روبه ازدیاد است.
مشکلات اقتصادی حتی باعث شده تا واحدهای تولیدی از تأمین حداقل امکانات ایمنی برای کارگران خود عاجز باشند و اخبار ناگوار سوانح شغلی هر روز خانوادههای بیشتری را سوگوار عزیران خود میکند. کارگر ایرانی در چنین فضایی، به استقبال سالروز جهانی بزرگداشت مقام خود رفته و با اندوه و امید به حمایت دولت چشم دوخته است.
درست است که در شرایط جنگی قرار داریم و هزینههای دفاع از وطن و بازسازی مناطق آسیب دیده جنگی بسیار بالاست، اما نمی توان از معیشت کارگران غافل شد و آنها را در کوران مشکلات اقتصادی با سایه سنگین تعدیل نیروی کار به حال خود رها کرد.
پیوست تأمین معیشت خانوار کارگران از این پس باید در تمامی مصوبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دولت بطور واضح و قوی گنجانده شود تا جامعه کارگری از همین حداقل فعلی نیز محروم نشود. قرار نیست مسیر توسعه کشور و حفظ ارزشهای ملی را با قیمت تضعیف قشر کارگر یا تنزل طبقه اجتماعی آن بپردازیم. کارگرهمانگونه که در دین ما مورد تاکید و سفارش قرار گرفته، دارای حرمت و کرامت است و این ارزش انسانی و مذهبی نباید در لابهلای سایر اهداف حکمرانی مورد غفلت قرار گیرد.
بستههای حمایتی که تاکنون برای حفظ قدرت خرید و کمک به معیشت کارگران در دولت به تصویب رسیده، پاسخگوی حداقل نیازهای زندگی جامعه کارگری نیست و باید از سایر ظرفیتهای موجود برای حفظ اشتغال بنگاههای اقتصادی و حمایت از زندگی کارگران کشور استفاده کرد.